تبليغاتX
یک مهاجر

یک مهاجر

سلام

اولا: از همه دوستان خوبم ممنونم که همیشه بمن لطف داشتند و با سر زدن به این وبلاگ باعث دلگرمی بیشتر من می شدند.

ثانیا: با توجه به مشکلات که بلاگفا پیدا کرده  و هر روزه یا ارور سرور می دهد و یا قسمت نظرات  باز نمی شود و سرعت آن هم که خیلی کند شده و تبلیغ راهنمایی هک آی دی یاهو در این سرویس دهنده رایگان وبلاگ هم باعث شده که بدنبال یک سرویس دهنده دیگر باشم. و انشاء الله بزودی آدرس جدیدم رو اینجا خواهم گذاشت . 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/07/25ساعت 15:52  توسط مهاجر  | 

آنك مرد؛ ابر مرد؛ دستاري از حرير تماشا بر سر، ردايي از ابريشم يقين بر دوش
و عصايي از آبنوس اعتماد بر دست، از كوچه هاي مه آلود كوفه مي گذرد.

شب هنوز در خاموشي خاطرات خويش، غوطه مي‌خورد و گل سرخ، آن راز آلودترين عطر سرزمين
مكاشفه،  به سمت سرنوشت سرخ خويش مي‌شكوفد.
پنجره اي بُگشا! اي جهان خسته از باد، دلْ شكسته از خاك، چشمْ بسته بر مه؛ پنجره اي بُگشا به سمت گامهاي آن ترانه خوان ازلي ديدار، كه از كنار سنگريزه‌هاي سوگوار، به مهرباني مي گذرد و باغ روشن ستاره ها را به مرثيه پايْ افزارِ پينه بسته خويش مي خواند.

آي مرغابيان بركه تقدير! آوازتان در روضه خواني فرشتگان مسافر گم است.
مرد، رهاتر از رقص برگي در نسيم، جاري تر از طراوت باران در كوير، و بشْكوه تر از نيايش فرشته‌اي در  شب، به سوي ابدي ترين سجده قدّوسي خويش، مي كوچد.
   اين علي است كه در جبرئيلي ترين شب كائنات  پا به روشناي مرز جاودانگي مي نهد و خون پيشاني خويش را به ملاقات تجلّيِ سبحانيِ دوست، هديه مي برد.
آنك مرد
ابر مرد
از كوچه هاي مه آلود كوچه مي گذرد. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/07/23ساعت 0:29  توسط مهاجر 

۲۷ بهار از زندگی او میگذرد و سال سوم رشته دکترای یکی از معتبرترین دانشگاههای ایران بود، خود نیز در دانشگاه دیگری مشغول تدریس، انسان تلاشگر، سخت کوش و سرشار از انرژی، اما از وضعیت موجود خود ناراضی بود، در دانشکده مجبور بود برای رضایت استاد بیشتر اوقات خود را در آزمایشگاه و کار روی پروژهای او سپری  نماید ، و در محل تدریس نیز از تبعیض شکوه داشت پس باید کاری میکرد. لذا به این نتیجه رسید که بار سفر بندد و رود به جای که قدر شخصیت و علم او را بدانند!(متاسفانه به این پدیده می گویند فرار مغزها) یک سال تمام کوشید به هر دانشگاهی که ممکن بود تماس گرفت، از بیشتر آنها جواب رد و یا وعده ی سر خرمن گرفت اما او مایوس نشد به تلاشش ادامه داد تا اینکه بالاخره بورس یکی از بهترین و معتبر ترین دانشگاههای کانادا را گرفت ، اکنون او از این موفقیت خیلی خوشحال است  . آری او موفق شد.

 یکی از بزرگان علم موفقیت گفته است که:

هر گاه تصمیم شایسته ای گرفتید ، آنرا رها نكنید.   

و او اینکار را کرد و مسیر موفقیت را برای خود هموار نمود.

من برای این خانم دکتر آرزوی موفقیت بیشتر میکنم و امیدوارم در مسیر جدید زندگیش سرشار از انرژی و صلابت باشد.

 

*************

شما هیچ بهانه قابل قبولی ندارید . هم اكنون سه تصمیم بگیرید كه وضع سلامت، شغل، روابط زندگیتان را بهتر سازد و آنگاه براساس آن تصمیمها عمل كنید.    

   

+ نوشته شده در  شنبه 1385/07/15ساعت 23:32  توسط مهاجر  |