تبليغاتX
یک مهاجر

یک مهاجر

در آخرین روزها و لحظات سال ۸۵ قرار داریم. چه زود گذشت اینگار همین دیروز بود که در انتظار تحویل سال ۸۵ بودیم  بقول حافظ شیراز:

این قافله عمر عجب می گذرد
در یاب دمی که با طرب می گذر
د
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/12/29ساعت 0:9  توسط مهاجر  | 

در بیکرانه زندگی دو چیز افسونم می کند : آبی آسمانی که می بینم و می دانم نیست و خدایی که نمی بینم و می دانم هست ... و چه زیباست این بیکران افسونگر و خدایی که در این نزدیکی ست ...!  
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/12/27ساعت 21:19  توسط مهاجر  |